تبليغاتX
htmlتعداد بازدیدکنندگان ترانه عشق

چند تا ترانه مونده تا بشنوی صدامو

چند شب دیگه مونده تا ببینی چشامو

دروازه ی چشاتو کی بسته بر روی من

دستاتو کی میکشی بر روی گیسوی من

کلید شهر عشقت دست کدوم سارقه

اونی که بی نصیبه فقط دل عاشقه

غریبگی نکن تو با من سرسپرده

چیزی بگو ببینی دلم هنوز نمرده

ماهی تنگ قلبم افتاده روی زمین

لحظه ی آخر شده بیا کنارم بشین

وداع من با چشمات لحظه ی تلخ گریه

قلب منو قبول کن فقط برای هدیه

قمار عشقو باختم آرزوهام ویرون شد

خط خیال قلبم توی کویر تموم شد

نفرین نمی کنم به درد من دچار شی

دلم میخواد که بیشتر گرفتار بلا شی

+ نوشته شده توسط ژاله در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 10:2 |
 

سفره ی دلم پراز درد و غمه اشکه و آه

روزگارم شده پرغم   همه تاريک و سياه

همه چی بی رنگ و رو شده  جلو چشمای من

رفتی و زندگی منو  چه زود کردی تباه

تو که رفتی شوق موندن  از توی سينه رميد

هر کی رد شد  غم و غصه ی من بيچاره ديد

ديگه يک آواره ی ديوونه ی دشت بلام

کفتر فلب کوچيکم از توی سينه پريد

آخ که عشقم مثل خورشيد می تابيد به روی تو

نمی خوام زنده بمونم ديگه بی چشمون تو

تو که محرم دلم بودی و همراه دلم

نمی تونم صبر و طاقت بيارم بدون تو

هر جا رو نگاه کنم پيش چشام روی توئه

عطر گلها همه از عطر نفسهای توئه

کاش نمی رفتی تو که خوب می دونی عاشقتم

هنوزم چشمای ژاله عاشق روی توئه








 

+ نوشته شده توسط ژاله در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 15:4 |
یه غریب بی پناهم        منم یک جزیره ی سرد

یه جزیره که تو دریا      خیلی تنهاس پره از درد

گاهی وقتا یک پرنده     میرسه از یه راه دور

مثل خاک من تنها        خسته و غمگین و دلسرد

 

تو سیاهی میون شب      با دل زار با یه آواز

گریه رو سر میده ای وای       نداره قدرت پرواز

توی این تنهایی و غم        من میشم پناه امنش

تا که فردا باز دوباره        بگیره قدرت پرواز

 

می دونم تنهام همیشه        میره اون پرنده فردا

منی که اسیر آبم           باز می مونم تک و تنها

میون دریای مواج           من چه ساکن خالی از عشق

آخرش یه روز میگیره        تمام تنم رو دریا

+ نوشته شده توسط ژاله در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 8:42 |