باز هم عاشورا شد و غم گرفنه دل
باز هم غمهایش اومده منزل دل
باز هم زخم حسین خورده بر سینه ی من
باز هم کرب و بلا شده اندیشه ی من
باز هم آینه ها غصه رو نشون میدن
باز هم پلکای من اشکا رو تکون میدن
باز هم تو فکر اون غصه های زینبم
باز هم درد حسین شده ناله ی لبم
باز هم کوچه دل خالی از خنده شده
باز هم این دل من از سینه کنده شده
باز هم بیاد اون لشکر عظیم و پست
غمهای تموم عالم به دل خسته ام نشست
باز دلم میخواد که روح بشه از تنم جدا
علی اصغر که میاد توی فکرم بخدا
باز بیاد دستای عباس عاشق چی بگم
به یاد لبای تشنه توی خیمه چی بگم
باز بگم خدا چرا کوفیا بی وفا بودن
چی بگم چه سودی داره از جفاشون سرودن
باز بیاد دل خسته حسین غایت مهر
میتونیم فقط بگیم از غصه هامون توی شعر
باز بگیم حسین شفاعت از تو و از ما خجالت
ای تو خون پاک الله جان من بر خاک پایت
